
سرو را بین بر سماع بلبلان صبح خیز | همچو سرمستان به بستان، پای کوب و دست زن (خواجوی کرمانی) | |
گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه | ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست (هوشنگ ابتهاج) | |
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست | که هرچه بر سر ما می رود، ارادت اوست (حافظ) |