خودارزیابی صفحه 46
| از مُلک ادب حکمگزاران همه رفتند | شو بار سفر بند که یاران همه رفتند | |
| آن گرد شتابنده که در دامن صحراست | گوید چه نشینی که سواران همه رفتند | |
| داغ است دل لاله و نیلی است برِ سرو | کز باغ جهان لالهعذاران همه رفتند | |
| افسوس که افسانهسرایان همه خفتند | اندوه که اندوهگساران همه رفتند | |
| یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران | تنها به قفس ماند، هزاران همه رفتند | |
| خون بار بهار از مژه در فرقت احباب | کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند (بهار) |
علوم و فنون ادبی 3 دوازدهم انسانی کتاب درسی | نسخه 1402 - صفحه 46 - سوال 1